آتوسا مومنی رئیس مرکز میراث ناملموس در یادداشتی که در اختیار میراث آریا قرار داد نوشت: در سپهر پیچیده و پرشتاب جهان معاصر، که معناها پیوسته در معرض فرسایش، جابهجایی و بازتعریف قرار دارند، «روابط عمومی و اطلاعرسانی» دیگر صرفاً یک کارکرد سازمانی یا ابزار انتقال پیام نیست؛ بلکه به یکی از شریانهای حیاتی فهم، پیوند، و پایداری در زیستبوم فرهنگی انسان تبدیل شده است؛ شریانی که اگر تضعیف شود، جریان اعتماد و فهم نیز در کالبد جامعه دچار گسست خواهد شد.
در چنین افقی، روز روابط عمومی و اطلاعرسانی، فرصتی است برای تأملی ژرفتر بر نقش کسانی که در میانه جریانهای پرسرعت اطلاعات، مسئولیت پاسداری از «معنا»، «اعتماد» و «روایتهای انسانی» را بر عهده دارند؛ آنان که میان سکوت و صدا، میان داده و معنا، و میان واقعیت و ادراک، پلی از آگاهی بنا میکنند.
امروز، بیش از هر زمان دیگر، جهان به میراث فرهنگی ناملموس نیازمند است؛ نه بهعنوان مجموعهای از سنتهای ایستا، بلکه بهمثابه شبکهای زنده از دانشها، روایتها، آیینها، مهارتها و شیوههای زیستن که حافظ تنوع فرهنگی و کرامت انسانیاند. این میراث، حافظه خاموش گذشته نیست؛ نفس زنده اکنون است، و تداوم معنا در آینده.این میراث، تنها در حافظهها باقی نمیماند؛ بلکه در گفتوگو شکل میگیرد، در انتقال جان میگیرد، در بازنمایی معنا مییابد، و در بازآفرینی مداوم، حیات خود را استمرار میبخشد؛ همچون جویباری که اگرچه مسیرش تغییر میکند، اما سرچشمهاش همواره زنده است.
از همین منظر، نقش روابط عمومی و رسانه، نقشی بنیادین و تعیینکننده است:زیرا اگر میراث ناملموس را «زیست جاری فرهنگ» بدانیم، آنگاه رسانهها و نظامهای ارتباطی، نه صرفاً ابزار اطلاعرسانی، بلکه بستر تنفس این زیستاند؛ بستری که در آن معنا جریان مییابد، اعتماد شکل میگیرد و فهم جمعی قوام پیدا میکند.در این معنا، ارتباطات نه حاشیه فرهنگ، بلکه متن زنده آن است؛ و هر واژه، هر روایت، و هر بازنمایی، میتواند یا به پاسداری از این زیستبوم کمک کند، یا به فرسایش تدریجی آن بینجامد.
روابط عمومی آگاه و مسئول، تنها بازتابدهنده واقعیت نیست؛ بلکه در شکلگیری ادراک عمومی از میراث، در تقویت حساسیت فرهنگی، و در انتقال بیننسلی ارزشهای زیستبومی نقشآفرین است. این حوزه، اگر بر بنیان فهم فرهنگی استوار شود، خود به کنشی تمدنی بدل میگردد؛ کنشی میان آگاهی و مسئولیت، میان روایت و حقیقت
در این روز، میتوان با نگاهی فراتر از مناسبت، به این حقیقت اندیشید که آینده میراث ناملموس، در گرو آینده ارتباطات انسانی است؛ و هر کنش حرفهای در حوزه روابط عمومی، اگر با درک فرهنگی، صداقت حرفهای، و مسئولیت اجتماعی همراه شود، میتواند به بخشی از فرایند پاسداری از تنوع فرهنگی جهان بدل گردد.
زیرا جهان امروز، بیش از آنکه به انباشت پیامها نیاز داشته باشد، به عمق معنا نیازمند است؛ و بیش از آنکه به سرعت انتقال اطلاعات متکی باشد، به کیفیت فهم انسانی وابسته است.
بدون تردید روایتهای انسانی در سایه صداقت، آگاهی و احترام به میراث بشری، همچنان زنده، پویا و الهامبخش باقی خواهد ماند؛ چرا که هر جامعهای تا زمانی زنده است که روایتهایش زنده باشند، و هر روایت، تا زمانی ماندگار است که در پرتو اخلاق، آگاهی و احترام به انسان تداوم یابد.
انتهای پیام/
نظر شما